جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2009
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مرزهاى ملىگرايى * اگر تعجّب نكنيد ، مىخواهم بگويم ماركونى ، پاستور ، گوتنبرگ وروسو هم از اركان قوميت عربى بودهاند ! * در شرق ، گروهى از انسانها هستند كه عربيّت آنها در پشت صندوقهاى پول ، و هويّت آنها در كودنى ذهن و تيرگى جان و افتخار به نياكان خلاصه مىشود . از آنجا كه بشريت با همهء عناصر مادى و معنوى خود ، واحد به هم پيوستهاى است كه در مظاهر وجودى خود داراى يگانگى است ، بايد در اين ميان نقش سازمانها و نهادهاى قومى را دانست و دريافت كه رابطهء « قوميت » با « انسانيت » - كه صفت مطلق « انسان » است - چگونه است و معناى صحيح قوميت عربى چيست ؟ دربارهء قوميت ، نظريات فراوانى ابراز شده است . اين نظريات ، اگرچه ظاهراً از لحاظ گستردگى و وجوه و اشكال با يكديگر تفاوت دارند ، اما حقيقت همهء آنها يكى است . در عين حال پارهاى از آنها را كه دچار انحراف شدهاند ، بايد كنار گذاشت . در اينجا نيازى نيست كه همهء آن نظرّيات را برشمريم . تنها چيزى را كه ميان آنها مشترك است ،